X
تبلیغات
مشاورين نودشه - رفتارهای ضد اجتماعی در کودکان و نوجوانان

  

رفتارهای ضد اجتماعی در کودکان و نوجوانان

 

از انجا که رشد انسان فرایندی پیوسته و مداوم و حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی, روانی و اجتماعی است رفتارهای اجتماعی بهنجار و نابهنجار اعضای جوامع بشری ریشه در  گذشته , تاریخچه اموخته ها , تجارب و رفتارهای  انان دارد پرخاشگری , خشونت , رفتارهای ضد  اجتماعی و بزهکارانه معمولا دردوران کودکبی و نوجوانی اغار می گردند اینگونه رفتارها در صورتی که از نظر شدت, فراوانی و تداوم قابل توجه باشند در روانشناسی رشد کودک و نوجوان و اسیب شناسی روانی تحت عنوان اختلال سلوک مورد توجه و بررسی قرار می گیرند.
اختلال سلوک در برگیرنده طیف وسیعی از ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی است کودکان و نوجوانان مبتلا به این  اختلال معمولا پرخاشگری و متخاصم, اهل نزاع و درگیری و سرقت, دروغگو و فریبکار, تهدید کننده و تخریب گرند.
فرار از خانه و مدرسه , اتش افروزی نیز در انان شایع است پژوهش های طولی و تحقیقات متعدد بیانگر ثبات چشمگیر رفتارهای ضد اجتماعی در بلند مدت است.
بطور کلی نشانه های  رفتاری اختلال سلوک را می توان در 4 محور عمده مورد توجه قرار داد.
1- پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
2- تخریب اموال
3- فریبکاری و سرقت
4- نقض مقررات و موازین اجتماعی
اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان نسبتا شایع است برخی پژوهشگران شیوع این اختلال را 6 تا 16 درصد در پسران و 2 تا 9 درصد در دختران زیر 18 سال تخمین زده اند و انجمنن روانپزشکی امریکا در سال 2000 شیوع اختلال سلوک را تا بیش از 10 درصد گزارش کرده است .
بطور کلی ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی در پسران شایعتر است و حدودا در 10 سالگی به حداکثر شدت خود رسیده و بتدریج کاهش می یابند.
شروع اختلالات سلوک و علائم ان بعد از 16 سالگی تقریبا نادر است و چنانچه این رفتارها در بزرگسالی تداوم یابند اختلال شخصیت ضد اجتماعی مطرح می گردد در مبتلایان به اختلال سلوک اختلال بیش فعالی / نقص توجه (ADHD  ) و همچنین مشکلات اموزشگاهی و تحصیلی و اختلالات یادگیری نیز شایع است.
اگرچه همه کودکان و نوجوانان بزهکار مبتلا به اختلال سلوک نیستند در مبتلایان به این اختلال رفتارهای غیر قانونی , ضد اجتماعی و بزهکارانه بسیار رایج است.
مطالعات و پژوهشها نشان داده  اند با افزایش سن در نوجوانی از شدت علائم این اختلال و ناهنجاریهای اجتماعی کاسته می شود, بگونه ای که شیوع سرقت بین 15  تا 18 سالگی در بیش از 10 درصد نوجوانان دیده می شود و بین 22 تا 24 سالگی فقط 2و6 درصد نوجوانان مرتکب سرقت می شوند.
نتایج پژوهش گسترده ای که درسطح کشور انجام گرفته است نشان می دهد 63 درصد رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکارانه در سالهای ابتدایی نوجوانی و در فاصله سنی 12 تا 16 سالگی رخ می دهند. در نتایج مطالعه ای طولی که توسط فورتین و همکاران او انجام    گرفت نیز مشخص گردید دانش اموزان دارای رفتارهای ضد اجتماعی شدیدترین و منفی ترین رفتارهای خود را در طول سال اول دبیرستان نشان می دهند و درسالهای بعد در رفتارهای انان بهبود قابل ملاحضه ای مشاهده می شود این یافته ها با فرضیه کاهش رفتارهای بزهکارانه و ضد اجتماعی با افزایش سن در نوجوانی هماهنگ است.
درچهارمین راهنمای تشخیصی و اماری اختلالات روانی اختلال سلوک براساس زمان شروع بروز علائم به دو نوع کودکی و نوجوانی طبقه بندی شده است.
در نوع کودکی حداقل یکی از ویژگی های رفتاری اختلال سلوک قبل از 10 سالگی بروز می کند مبتلایان معمولا پسر هستند و پرخاشگری و خشونت در ارتباطات اجتماعی انان بویژه در ارتباط و تعاملات با همسالان شایع است در این کودکان علایم اختلال نافرمانی/ لجبازی نیز مشاهده می گردد.
در نوع کودکی پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتاعی در مقایسه با نوع نوجوانی  پرخاشگر و رفتارهای ضد اجتماعی در سنین بالاتر تداوم بیشتری دارند بگونه ای که مشکلات اجتماعی ناشی از این اختلال در سن 8 سالگی پیش بینی کننده قوی برای ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی در سن 16 سالگی است.
در نوع نوجوانی هیچ یک از علائم اختلال قبل از 10 سالگی وجود نداشته و اولین علائم وا ختلالات رفتاری پس از 10 سالگی مشاهده می شوند در این نوع در مقایسه با نوع کودکی پرخاشگری کمتری مشاهده می شود, رابطه با همسالان  نسبتا طبیعی است نسبت شیوع ان در پسرها به شدت گروه اول نیست و برخلاف نوع اول مبتلایان کمتر در بزرگسالی به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا می شوند. افزون براین در نوع نوجوانی رفتارهای ضد اجتماعی بصورت مصرف مشروبات الکلی و رفتارهای جنسی خطرناک و مصرف سیگار نمایان می گردد این اعمال کمتر بصورت فردی انجام می گیرند و جرایم گروهی در این افراد شایعتر است.
پژوهشهای متعدد نشان داده  اند در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک نقایص هوشی, مشکلات یادگیری و عملکرد تحصیلی ضعیف نیز رایج است .
پژوهشی که در ایران انجام شده است نشان می دهد بیش از 80 درصد دانش اموران بزهکار عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند.
ویژگیهای شخصیتی نوجوانان بزهکار:
نوجوانان بزهکار در مقایسه با نوجوانان عادی از نظر اجتماعی پرجرات تر و جسورترند و نسبت به مراجع قدرت بی اعتنا هستند انگیزه پیشرفت کمی دارند. خشمگین , بدگمان , مخرب و تکانشی بودن از سایر ویژگیهای مهم و اصلی انهاست . همچنین نگرش منفی نسبت به خود دارند و خود را بد, تنبل , غمگین و نادان توصیف می کنند و از عزت نفس پائینی برخوردارند. یک مطالعه طولی نشان داد نوجوانان بزهکار عموما در کلاس سوم دبستان از طرف معلمان ناسازگار و بدرفتار توصیف می شوند. همچنین در کودکی والدین انها از  روشهای انضباطی سست, غیر منطقی و بسیار سخت گیرانه همراه تنبیه بدنی استفاد می کنند.
رفتارهای اموزشگاهی:
کودکان ساعات زیادی را در مدرسه می گذرانند رفتارها و عملکرد انان در مدرسه شاخص مناسبی از میزان رفتارهای ضد اجتاعی و پرخاشگرانه فراهم می کند.
واکر  و همکاران دریافتند با استفاده از مقیاسهای رفتاری کودکان در مدرسه در کلاس پنجم دبستان می توان به پیش بینی پرخاشگری, رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکاری در نوجوانی پرداخت سه مقیاس در این زمینه عبارتند از:
1- تعداد اعمال و رفتارهای غیر انضباطی دانش اموز
2- تعداد رفتارهای پرخاشگرانه و نزاع با همسالان
3- ادراک و ارزیابی معلمان از مهارتهای اجتماعی دانش اموران به کمک اطلاعات این سه مقیاس می توان 80 درصد از دانش اموزانی که در اینده به علت رفتارهای غیر قانونی و بزهکارانه دستگیر می شوند شناسایی نمود.

علل و عومل رفتارهای ضد اجتماعی

عوامل زیست شناختی:

برخی از صاحب نظران و پژوهشگران , رفتارهای پرخاشگرانه و ضد اجتماعی را ناشی از  عوامل ژنتیک و ناهنجاریهای ساختاری زیستی می دانند به عنوان مثال مشخص گردیده است که رفتارهای بزهکارانه و پرخاشگرانه در دوقلوهای یک تخمکی بیشترا ز دوقلوهای دو تخمکی است.

عده ای نیز معتقدند پرخاشگری مزمن ناشی از اختلالات در انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین , دوپامین و گابا است. اما بطور دقیق مشخص نشده است که چگونه ناهنجاری در میزان این مواد شیمیایی مانند کاهش سروتونین موجب پرخاشگری می گردد. موفیت نیز در زمینه سبب شناسی این رفتارها بر نقش عوامل عصبی تاکید دارد اما تحقیقات اگولار و همکاران در این زمینه نشان داد که این رفتارها بیش از  انکه بر پایه ای عصب شناختی استوار باشد ریشه در تاریخچه روانی اجتماعی اشفته نوجوانان دارد و عوامل خانوادگی و اجتماعی مهمترین نقش را در این زمینه ایفا می کنند.

عوامل خانوادگی :

مهمترین عوامل خانوادگی که با پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی ارتباط دارند عبارتند از سرپرستی ضعیف , فقدان گرمی و صمیمیت از مادر, طرد از سوی والدین , بی ثباتی عاطفی والدین , ارتباط زناشویی ضعیف , الکلیسم و سوء مصرف مواد در والدین , بزهکاری و شخصیت ضد اجتماعی در اعضای خانواده.

پاترسون معتقد است نظارت و مدیریت ضعیف والدین بر کودکان در شروع و تداوم رفتارهای ضد اجتماعی نقش اساسی را ایفا می کند بگونه ای که نظارت ضعیف والدین منجر به اختلالات سلوک و مشکلات سلوک موجب طرد از طرف همسالان و شکست تحصیلی می گردد به این ترتیب و زمینه برای پیوستن به همتایان بزهکار فراهم می گردد و در نهایت در نوجوانی بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی بروز می کند.  

یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت و الگوهای رفتاری کودکان شیوه های فرزند پروری است.

شیوه فرزند پروری را می توان در دو بعد مورد توجه قرار داد :

1- بعد محدودیت- ازادی

2- بعد پذیرش - طرد

والدین طرد کننده و ازاد گذار فرزندانی پرخاشگر , بزهکار و ضد اجتماعی پرورش می دهند رابطه این ابعاد و ارتباط شیوه فرزند پروری و شکل گیری شخصیت کودکان را می توان به صورت زیر نشان داد .

موفیت در این رابطه به تعاملی دو سویه اعتقاد دارد بدین معنا که کودکانی که بدخلقی و ناسازگاری نشان  می دهند اعمال و رفتارهای نامناسب و تنبیهی را در والدین خود بر می انگیزد و این تعامل دو سویه دور معیوبی ایجاد می کند که سالها تداوم می یابد و اثار منفی بلند مدت بر رفتار فرد دارد.

بسیاری از پژوهشگران و نظریه پردازان معتقدند نظم و انضباط پایدار خانوا ده احتمال رفتارهای بزهکارانه را بویژه در پسران کاهش می دهد, برخی تحقیقات نشان داد ه اند ازار و اذیت و سو» استفاده جسمی موجب پرخاشگری کودکان و رفتارهای مخرب و بزهکارانه انان در دوره نوجوانی می گردد. در چنین افرادی بتدریج نگرش های منفی و خصمانه ای شکل می گیرد که زمینه ساز رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری است. در نظریه های سیستمی بر نظام و ساختار خانواده به عنوان عامل اصلی شکل گیری شخصیت و رفتارهای کودکان تاکید می گردد. براساس این نظریه ها, پرخاشگری ,  بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی نتیجه اختلال و اشکال در اموزش مهارت های مسئله گشایی و مهارتهای ارتباطی در خانواده است ویژگی های این خانواده ها عبارتند از نامشخص بودن قواعد ارتباطی, نامشخص بودن نقشهای اعضای خانواده و عدم کنترل و نظارت کافی والدین بر رفتارهای کودکان .

عوامل شناختی:

برخی پژوهش ها نیز موید نقش فرایندهای شناختی در اختلالات رفتاری و پرخاشگری است. برادلی و همکاران پس از بررسی  های متعدد به این نتیجه رسیده اند که این کودکان و نوجوانان در فرایندهای مختلف شناختی , بویژه در رمزگذاری اطلاعت, تغبیر و تفسیر اطالاعات, انتخاب پاسخ مناسب و ارزشیابی رفتارها و تصمیمات خود با مشکلات و محدودیت هایی مواجهند.

انان علائم و اطلاعات محیطی را رمز گذاری نمی کنند . رفتارها و اعمال و  اهداف دیگران را خصمانه تفسیر میکنند و برای حل مسائل راه حل های محدودی در نظر می گیرند.

درمان:

به منظور درمان اختلال سلوک و رفتارهای ضد اجتماعی از روشهای مختلف ومتعددی استفاده میشود برنامه های درمانی که بر اساس اصول یادگیری اجتماعی تنظیم می شود اثر بخشی بالایی نشان داده اند مهمترین محورهای این نوع برنامه ها  عبارتند از :

پرهیز از تنبیه

استفاده از تقویت های ملایم

ایجاد جوی صمیمانه و قابل اعتماد

استفاد از قرار داد رفتاری

افزایش کنش متقابل اعضای خانواده

ارائه الگوها و سرمشقهای مناسب

یکی از روشهای درمان که موفقیت امیز بوده است و مبتنی بر رویکردی تلفیقی است توسط کرنبرگ و همکارانش ارائه شده است و درمان کارکردی خانواده نامیده می شود. در این رویکرد, روان درمانی فردی , اموزش مدیریت خانواده به والدین و درمان گروهی ترکیب شده اند.

این رویکرد برمبنای نظریه های اجتماعی , سیستمی و شناختی است بنابراین کارکردهای خانواده, تاثیر نظام خانواده براعضای ان, رابطه محرکها وپاسخهای اجتماعی و فرایندهای شناختی مانند نگرشها, اسنادها و انتظارات اجتماعی مورد توجه قرار می گیرند.

روش درمانی دیگر اموز ش مهارتهای حل مسئله نام دارد در این روش از تکنیک های مختلف برای اموزش مهارتهای حل مسئله استفاده می گردد. مهمترین مهارتها عبارتند از :

1- فکر کردن به راه حل های دیگر

2- اندیشیدن به پیامدهای رفتارها

3- مهارت تفکر اسنادی یعنی ارتباط دادن رویدادها و رفتارها

4- آموزش حساسیت نسبت به مسائل بین فردی و اجتماعی

 

+ نوشته شده توسط کامران طاهری در جمعه سیزدهم اسفند 1389 و ساعت 16:4 |


Powered By
BLOGFA.COM