X
تبلیغات
مشاورين نودشه - اختلالات یادگیری
اختلالات یادگیری

تعریف ناتوانی یادگیری ( اختلالات یادگیری )

ناتوانی یادگیری به معنای وجود اختلال در یک یا چند فرایند روان شناختی پایه بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری و یا گفتاری مربوط می شود و می تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن و هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود . این اصطلاح شرایطی چون معلولیت های ادراکی ، آسیب دیدگی مغزی ، نقص جزئی در کارکرد مغز ، نارساخوانی و آفازی رشدی را در بر می گیرد . از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده را که به واسطه معلولیت های دیداری ، شنیداری یا حرکتی ، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت های محیطی ، فرهنگی و اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده اند را شامل نمی شود .

انواع ناتوانی های یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یک یا چند مورد از زمینه های زیر دچار مشکل باشند : اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب . به عبارتی ممکن است کودکی در همة زمینه های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد. شمار دانش آموزان دارای اختلال یادگیری بین 4 تا 12 درصد تخمین زده شده است .

در یک گروه بندی کودکان دارای ناتوانی یادگیری به ناتوانی یادگیری تحصیلی و ناتوانی یادگیری تحولی طبقه بندی می شوند . الف) ناتوانی یادگیری تحصیلی شامل اختلال در خواندن – نارسانویسی و اختلال در ریاضی می باشد .

ب) ناتوانی یادگیری تحولی که عبارتند از اختلالات حافظه ، ادراک ، دقت و توجه ، زبان شفاهی ، تفکر و ... .

 ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری

1- شباهتهای این کودکان با کودکان عادی بسیار بیشتر از میزان تفاوتهای آن ها با این کودکان است ، بنابراین در بررسی ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری باید به دنبال توصیف برخی از ویژگی های خاص بود .

2- مبتلایان به ناتوانی یادگیری معمولاً در زمینه ای دچار مسأله و مشکل هستند که این مشکل در یادگیری تحصیلی جلوه می کند . ریاضیات ، خواندن ، بیان نوشتاری و ... زمینه هایی هستند که به عنوان محمل ظهور ناتوانی یادگیری تلقی می گردند .

3- ناتوانی در تغییر وضع موجود علی رغم تلاش و ارادة او نیز به شکل گیری تصویر منفی از خود منجر می گردد و تنها با ارائه یک سیستم خدمات مشاوره ای سازمان یافته می توانیم بهداشت روانی چنین کودکانی را حفظ کنیم و از بروز عواقب بعدی جلوگیری نماییم .

4- بهترین راه توصیف این کودکان توصیف ویژگی های خاص این کودکان است

الف) ناتوانی در خواندن از رایج ترین زمینه اختلالات یادگیری است و می تواند ناشی از عادت خواندن ، بازشناسی کلمه یا درک ، بازگویی و تولید سمبل های نوشتاری به آوایی و ... باشد .

ب) ناتوانی در یادگیری ریاضیات می تواند ناشی از عدم توانایی در تمیز اشیاء از جهت اندازه ، دسته بندی کردن آنها ، درک علایم ریاضی و .... باشد .

ج) مشکل مربوط به زبان می تواند به طور عمده مربوط به درک زبان و بیان آن باشد .

5- اختلال ادراکی زمینه دیگری است که باید به آن اشاره کرد و در زمینه های ادراک بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و ... ظهور می کند .

6- اختلال حرکتی از دیگر ویژگی های این کودکان است که در زمینه های عدم هماهنگی عصب عضلانی ، فعالیت بیش از اندازه ، فعالیت کمتر از میزان طبیعی ، نبود کنترل عضلانی و ... بروز می کند .

7- کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در روابط اجتماعی خود دچار مشکل هستند .

8- اغلب این کودکان در فرایندهای حافظه ، دقت و توجه دارای نقایصی می باشند .

9- ویژگی کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری فراگیر نیست و گروه های کوچکتری را در بر می گیرد که ممکن است تنها بخشی از این ویژگی ها را داشته باشند .

علل بروز اختلالات یادگیری

علل بروز اختلالات یادگیری نسبتاً مبهم هستند ، با این حال در پژوهش های مختلف تأثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات ذکر شده اند هر چند همواره تأثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است .

الف) عوامل فیزیولوژیک :

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی می باشد .

ب) عوامل ژنتیکی

شواهدی در دست است که نشان می دهد اختلالات یادگیری احتمالاً در برخی خانواده ها بیش از دیگران دیده می شود . مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه ای حاکی از نشانه های عمل ژنتیکی است . از جمله این مطالعات می توان به یافته های " واکر " ، "کول " و " ولف"  اشاره کرد که به پیوند اختلالات یادگیری با الگوهای خانوادگی پی برده اند .

ج) عوامل بیوشیمیایی

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالات یادگیری می شوند . برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده است عبارتند از : هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولین و کم کاری تیروئید

عوامل آموزشی

به اعتقاد برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید . به نظر می رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری هرگز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته اند .

روش های بازپروری و آموزشی کودکان با نارسایی های ویژه در یادگیری

1- روش ادراکی – حرکتی : طرفداران این روش (کپارت ، گتمن ، برچ ) معتقدند که یادگیری حرکتی مبدأ یادگیری است و فرایندهای ذهنی پس از رشد متناسب سیستم حرکتی و سیستم ادراکی و همچنین پیوندهای ارتباطی میان یادگیری حرکتی و ادراکی به وجود می آید . کپارت  یکی از مشهورترین پیشتازان در این روش اعتقاد دارد که یادگیری های حرکتی بر هوش و تحصیلات مؤثر است .

وی یادآور می شود که پیش نیاز تمامی رفتارها اساساً حرکتی است .

کپارت معتقد است که رشد ذهنی کودک با  کنترل حرکات شروع می شود و مراحلی چون کشف منظم ، ادراک مسائل ، تکمیل و ترکیب دریافتهای حسی و در پایان تشکیل مفاهیم را طی می کند . او می گوید هر مرحله از مرحله پیشین کامل تر و پیچیده تر است و کودکان عادی این مراحل را به سادگی و با ترتیب درست طی می کنند . اما در مورد دانش آموزان با نارسایی های ویژه ممکن است در مراحل رشد انقطاعی رخ دهد . برنامه ریزی آموزشی – روانی برای بازسازی روند رشد کودک با نارسایی های ویژه در یادگیری بر اساس نتایج آزمون هایی چون آزمون ادراکی – حرکتی کپارت ، آزمون ادراک بینایی فراستیگ ، آزمون توانایی زبانی – روانی ایلینوی و آزمون تشخیص شنیداری وپمن صورت می پذیرد .

2- روش چند حسی :

مربیان و متخصصان بسیاری برای ترمیم و تقویت یادگیری های کودکان با نارسایی های یادگیری به استفاده از حواس مختلف این کودکان و تحریک آن ها پرداخته اند . از جمله روش های معروف چند حسی می توان به روش " تعقیب حسی " دکتر فرنالد اشاره کردکه در آن توازن و تعادل برای استفاده از مسیر بینایی ، شنوایی و حس لامسه به صورت همزمان مد نظر بوده است . علت نامگذاری آن تعقیب با انگشتان به حواس بینایی و شنوایی برای یادگیری اضافه می گردد .

3- روش سازماندهی مجدد اعصاب مرکزی

این روش توسط دلاکاتو برای ترمیم و اصلاح نارسایی های کودکان با نارسایی های یادگیری پیشنهاد شده است . وی معتقد است با این روش که مبتنی بر شناخت و سپس اصلاح فعالیت های حاصل از مغز و اعصاب می باشد می توان مشکل کودکان با نارسایی های یادگیری را که اغلب از نامنظمی سیستم اعصاب مرکزی ناشی می شود ، مرتفع ساخت .

رشد سیستم عصبی در افراد طبیعی که به تدریج ادامه می یابد ، دارای نظم قابل پیش بینی است . در انسان ، این رشد از مراحل پایین که از مشخصات حیوانات پست تر است شروع می شود و تا مراحل بالاتر که صرفاً مختص انسان است ادامه می یابد . اگر به دلایلی ، مرحله ای از مراحل پیچیده رشد سیستم عصبی دچار وقفه شود ، این تأخیر در مراحل بعدی رشد عصبی با فقدان فعالیت در مرحله رشد نیافته مشخص می گردد و ممکن است به صورتهایی همچون تأخیر در تکلم ، لکنت زبان ، نارساخوانی و ... بروز نماید . روش های ترمیمی دلاکاتو شامل تمرینات مختلف با تأکید برخزیدن ، چهار دست و پا رفتن ، حرکات تقاطعی دست و پا می باشد . وی معتقد است با برقراری نظم مجدد در سیستم اعصاب مرکزی و جبران مرحله رشد نیافته در آن ، علائم مرضی نارسایی های ویژه در یادگیری نیز از میان می رود  و یادگیری فرایند طبیعی خود را باز می یابد .

4- روش تغییر رفتار

باید بخاطر داشت که روش های تغییر رفتار ، بیشتر برای کسانی بکار گرفته می شود که مشکل اساسی آنان نابهنجاری های رفتاری است اما در بسیاری از موارد نارسایی های یادگیری ، تکنیک ها و روش هایی از تغییر رفتار چون " شرطی شدن فعال "، "بازی نقش ها " ، " الگوهای رفتاری " و " اقتصاد امتیازی " را نیز می توان در پیوند یا همراه روش های ویژه آموزشی و تربیتی به کار برد .

مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات یادگیری

به مرکزی اطلاق می شود که در آن دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری در کنار تحصیل در مدارس عادی برای رفع مشکلات خاص یادگیری از خدمات ویژه پاره وقت بهره مند می شوند . این مرکز در هر استان زیر نظر مدیریت آموزش و پرورش استثنایی به فعالیت می پردازند .

دانش آموز دیرآموز (مرزی ) و تفاوت این دانش آموزان با کودکان ناتوان در یادگیری

دانش آموزان دیرآموز برخلاف دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری که از هوش عادی یا بالاتر از عادی برخوردارند دارای هوش متوسط پایین تا مرزی می باشند . بدین ترتیب نمره هوش دانش آموز دارای اختلال یادگیری 85 یا بالاتر از آن می باشد . در صورتی که نمره هوشی دانش آموز دیرآموز بین 70 تا 85 می باشد . علاوه بر نمره هوشی دانش آموزان دیرآموز دارای کنش های شناختی پایین و ضعف در کلیه دروس نسبت به دانش آموزان هم سن و سال خود می باشد در حالی که دانش آموزان ناتوان در یادگیری دارای کنش های شناختی متوسط یا بالاتر بوده و معمولاً در یک یا دو درس دارای مشکل می باشند .

ویژگی های کودکان دیرآموز در مدارس :

1- این دانش آموزان در کلاس معمولاً در تمامی دروس نمرات ضعیفی کسب می کنند .

2- برخی از این دانش آموزان در یک یا چند پایه از تحصیلات مردود می شوند .

3- اغلب این دانش آموزان دارای توجه و تمرکز پایینی می باشند و خیلی زود دچار حواسپرتی می شوند . معمولاً مدت توجه این دانش آموزان به درس نیز کوتاه می باشد .

4- معمولاً این دسته از دانش آموزان در پاسخ دهی به سؤالات دارای تأخیر و کندی می باشند .

5- این دانش آموزان معمولاً گرایش به انجام فعالیت هایی دارند که عینی و ابتدایی هستند.

6- معمولاً این دسته از دانش آموزان بیش فعال و تکانشی هستند و در مقابل ناملایمات تحمل کمی دارند .

7- از دیگر ویژگی های این کودکان اعتماد به نفس پایین و ترس می باشد .

8- نوسانات خلقی نیز از دیگر ویژگی های این دانش آموزان است و معمولاً خلق غیر قابل پیش بینی دارند .

توصیه های آموزشی برای کودکان دیرآموز

لازم به یادآوری است که کودکان دیرآموز معمولاً در کنار دانش آموزان عادی و در مدارس عادی ادامه تحصیل می دهند . جهت بهبود وضعیت تحصیلی این دانش آموزان توصیه هایی شده است که به مهمترین آن ها اشاره می کنیم :

1- هیچ گاه نگذارید که کودک شکست بخورد .

2- با ارائه بازخورد مناسب او را از درستی پاسخ آگاه کنید .

3- پاسخ های صحیح را سریع تقویت کنید .

4- سطح مناسب کودک را بدست آورید .

5- از آموزش قدم به قدم (از ساده به مشکل ) بهره گیرید .

6- امکان تکرار و تمرین را برای تثبیت یادگیری فراهم آورید .

7- بین دفعات تکرار یک موضوع فاصله قرار دهید .

8- با ارائه محرک در ابتدای آموزش به یادگیری کمک کنید .

9- تجربیات موفقیت آمیز را فراهم آورید .

10- کودک را در فعالیت ها شرکت دهید .

11- به علایق کودک توجه کنید .

12- تفاوتهای فردی را مورد توجه قرار دهید .

13- از تشویق بیشتر استفاده کنید .

14- مدت زمان آموزش باید کوتاه و تعداد دفعات آن باید زیاد باشد .

15- وظایف یادگیری را با اشیاء و موقعیت های زندگی مرتبط کنید .

16- خانواده باید بطور مؤثر همکاری کند و معلم از این همکاری استقبال کند .

17- کلاس های این کودکان باید دارای دانش آموزان کمتری باشد .

18- به شخصیت کودک احترام بگذارید و از خشونت بپرهیزید .

19- به کودک اجازه دهید اشتباهات خود را اصلاح کند .

20- از اعمال و بازده کار ارزشیابی مستمر داشته باشید .

21- در آموزش به کودکان صبور باشید .

22- هرگز این کودکان را با دیگران مقایسه نکنید .

23- فعالیت های حرکتی (ورزش ) را مورد توجه قرار دهید .

 
 

 

نارساخواني يك ناتواني در خواندن است كه با مشكلاتي در زبان نوشتاري عليرغم آموزش قراردادي و هوش مناسب، فرصتهاي اجتماعي و فرهنگي مناسب مشخص مي شود. مشكلات ممكن است در خواندن، ديكته و نوشتن آشكار شود.

مشكلات خواندن مهم ترين عامل عدم موفقيت در مدرسه دانسته شده است و در واقع ساده ترين نشانه اي است كه با كمك آن مي توان شكست كودك را در بسياري از زمينه هاي تحصيلي پيش بيني كرد. خواندن پايه مشترك موفقيت در تمام زمينه هاي تحصيلي است و بايد اهميت خاصي براي آن قائل شويم.

در ارتباط با مشكل خواندن كودك، برخوردهاي مختلفي از سوي والدين و معلمان صورت مي گيرد. برخي والدين با اظهار به اينكه اين گونه كودكان در روابط اجتماعي، بازي با همسالان و صحبت كردن هيچگونه مشكلي ندارند و تنها در خواندن و نوشتن رفتار متفاوت و چشمگيري دارند. دليل آن را بي رغبتي به مدرسه و درس و بي دقتي.

حواس پرتي ناشي از شيطنت و... مي دانند و كودك را تحت فشار قرار داده و با تمرينات اجباري به ظاهر مشكل وي را حل نموده ولي در واقع مشكل همچنان باقي مي ماند و بي رغبتي دانش آموز را به درس بيشتر مي كند. برخي ديگر كه به مشكل آگهي دارند با كمك گرفتن از مشاورين و معلمين خصوصي، روان شناسي و گفتار درمان مشكل واقعي را مي شناسد و براي برطرف كردن آن مي كوشند.

ويژگيهاي كودكان داراي اختلال خواندن

1- بيشتر اين كودكان پسر هستند تعداد پسران چهار برابر تعداد دختران است.

2- دركلاسهاي درس غالباً مشكلات رفتاري دارند.

3- دامنه توجهشان كوتاه است.

4- در تمركز مشكل دارند.

5- اغلب مسايل هيجاني دارند.

6- كلمه به كلمه مي خوانند.

7- حافظه ديداري و شنيداريشان ضعيف است.

8- فاقد تميز و تشخيص كافي شنيداري هستند.

9- در مدرسه سازگاري شخصي مناسب ندارند.

10- رشد اجتماعي كافي ندارد.

سنجش و تشخيص

متن هاي انتخابي توسط دانش آموز خوانده شود و درصد ميزان بازشناسي لغات در متن و همچنين درك و فهم متن مشخص شود مي توان قرار گذاشت كه در يك متن صدكلمه اي تعداد خطاها را جمع كنيم عدد به دست آمده درصد مشكل را مشخص خواهد كرد. خطاهاي خواندن را به نسبت تعداد كل كلمه ها درصديابي مي كنيم به عنوان مثال ناتواني در بازشناسي كلمه، ناتواني در ارزش بياني كلمه، ناتواني در ارزش بياني كلمه، ناتواني در عدم فهم معناي جمله و ناتواني در ادراك شنيداري و امثال آن.

روش اجرا

دانش آموز متن را حضور درمانگر با صداي بلندي مي خواند درمانگر ضمن مشاهدات باليني صداي دانش آموز را ضبط مي كند تا در فرصتي ديگر درصد و نوع ناتواني ها را مشخص كند. اين بخش دقيقترين بخش مربوط به كار درمان است زيرا طراحي برنامه درمان بر اساس اين تشخيص صورت مي گيرد.

پس گاهي لازم است كه درمانگر براي تشخيص دقيق نوع مشكل از دانش آموز بخواهد تا برخي از كلمات متن را دوباره بخواند تا بهتر علت ناتواني او را تجزيه و تحليل كند. بنابراين درمانگر فعالانه بايد برخورد كند تا به نتايج قابل اطمينان برسد. گاهي لازم است كودك بدون صدا بخواند و سرانجام به پرسشهاي مربوط به متن جواب دهد تا ميزان درك او سنجيده شود.

مثال:

طبق انجام آزمونهاي خواندن مشخص شد كه دانش آموز مشكلات زير را داراست:

1- اشكال در تلفظ حروف

2- حذف برخي از صداها. كردند ß كدند.

3- اشكال در تشخيص تلفظ نسبتاً نزديك برخي حروف تلفظ م با ن

4- اشكال در بخش كردن كلمه ها

5- اشكال در صداكشي كلمه هاي يك بخشي و چندبخشي

6- اشكال در تركيب صداها و ساختن كلمه: م ر د ß مرد.

درك درست و تلفظ درست صداها

براي اينكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند بايد تمرينهاي مختلفي را انجام داد ابتدا آزموني كوتاه كه از تمام صداها در ابتداي كلمه –انتهاي كلمه و ميان به عمل مي آوريم و بعد ميزان مشكلات مربوط به صداها را يادداشت مي كنيم:

- صداهايي كه براي تلفظ آن در ابتداي كلمه مشكل دارد.

- صداهايي كه براي تلفظ آن در وسط كلمه مشكل دارد.

- صداهايي كه به شنيدن آنها حساس نيست.

-گنجايش حافظه شنيداري: (اگر نتوانست كلماتي را كه گفته ايم بيان كند علامت – مي گذاريم و اگر توانست علامت + مي گذاريم.)

- گنجايش توالي شنيداري: (كلمات را به ترتيبي كه ما گفته ايم بيان كنند) اگر بيان كرد + در غير اين صورت – مي گذاريم.

- تمرينهاي مربوط به درك درست صداها و تلفظ درست صداها: براي اينكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند تمرينهايي براي ترميم حساسيت شنوايي مي توان انجام داد.

- استفاده از وسايل صداساز

- صداي حيوانات را براي او پخش مي كنيم و به آنها گوش دهد و صداي هر كدام را تشخيص دهد نام ببريد.

- صداهاي مختلف مثل گريه، خنده، سرفه، باران، برخورد توپ به زمين و... را در يك نوار ضبط كرده و از دانش آموز مي خواهيم به آنها گوش داده و صداي هركدام را تشخيص دهد.

- استفاده از قوطيهاي پلاستيكي و ريختن حبوبات در هر كدام و تشخيص آنها با توجه به صدايي كه ايجاد مي كنند.

- توصيه به خانواده كه با او آهسته سخني بگويند و موقع گفتن ديكته فقط يكبار جمله را بگويند.

بعد از انجام اين تمرينات صداهايي را كه دانش آموز در درك يا تلفظ آن اشكال دارد شناسايي كرده و تعدادي واژه انتخاب مي كنيم كه دربرگيرنده همان صداها باشد اين واژه ها بايد سه گروه باشند، گروهي كه صدا در اول كلمه و گروهي صدا در و گروهي صدا در آخر كلمه قرار گيرد.

اين واژه ها را در نوار ضبط كرده از كودك مي خواهيم به آنها گوش دهد و واژه ها را تكرار كند و يا خودمان واژه ها را تلفظ كنيم و از كودك بخواهيم كه آنها را تكرار كند. براي نمونه واژه هاي مربوط به صداي چ ارائه مي شود.

چاي                 پرچم                پچ پچ

چنار                  مورچه               سويچ

چانه                  بيچاره               ماچ

...                     ...                     ...

1- صدايي كه مي خواهيم به كودك آموزش بدهيم صداي چ است. ابتدا به كودك مي گوييم كه من كلماتي را براي تو مي خوانم خوب گوش كن و هرگاه به واژه ي برخورد كردي كه حرف چ داشت به من علامت بده (در مورد علامت خودمان با كودك قراردادي مي بنديم. مثلاً در اين جا به او مي گويم كه هر موقع به اين حرف حرف رسيدي دست راستت را بالا ببر).

مثلاً مي گوييم: فرش- خاك- چادر- زيبا- چنار- قوري- گچ

2- كلمات بي معني را تلفظ مي كنيم. هر موقع به صداي مورد نظر رسيدي علامت بده.

مو- پو- زو- چو- دا- مر- چر

3- وسيله ي در دستمان مي گيريم و نام آن را غلط تلفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم اشتباه ما را تصحيح كند. مثلاً چسب را دست مي گيريم و مي گويم اسب و يا چادُر را مي گوييم مادُر.

4- كلماتي را حفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم تكرار كند.

5- كلماتي را ناقص تلفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم بقيه اش را بگويد مثلاً مي گوئيم (چا) او بايد بگويد نه، در، قو.

6- صداهاي يك كلمه را با فاصله مي گوييم آنگاه كودك آن را كامل كند. مثلاً: آ- لو- چه او بگويد آلوچه.

7- از كودك مي خواهيم كه او صداهاي كلمه را با فاصله بگويد و ما كلمه كامل را بگوييم.

8- تصاويري تهيه مي كنيم كه صداهاي آخر آنها يكسان باشد از كودك مي خواهيم پس از نام بردن هر كلمه صداي آخر را تكرار كند. مثل: برنج- گنج- كاج، مچ- پارچ- كوچ

9- تصاويري تهيه مي كنيم كه صداي اول نام آنها يكسان باشد از كودك مي خواهيم ضمن نام بردن كلمات صداي اول آنها را تكرار كند. مثل: گوش- گوسفند- گندم، چنار- چمدان- چادر

10- چند تصوير به كودك نشان مي دهيم كه در تلفظ نام آنها دو كلمه وجود داشته باشد كه صداي اولشان مشابه است و از كودك مي خواهيم آن دو كلمه را پيدا كند.

نهنگ- چنگال- گل- چوب- قندان

11- چند تصوير به كودك نشان مي دهيم كه در اين گروه از كلمات دو كلمه وجود داشته باشد كه صداي آخرشان مشابه است و از كودك مي خواهيم آن دو كلمه را پيدا كند.

سويچ- ارگ- گچ- سطل

12- بعد از تمرينات تصاوير، تمرينهاي شفاهي را شروع مي كنيم از تصوير استفاده نمي كنيم فقط به طور شفاهي كلمات را بيان مي كنيم تمام تمرينات بالا را به صورت شفاهي انجام مي دهيم.

13- تعدادي تصوير به كودك نشان مي دهيم و از او مي خواهيم داستانش را براي ما نقل كند. دانش آموز را تشويق مي كنيم كه در نقل داستان واژه ها را درست تلفظ كند.

14- حروف الفبا را به او نشان مي دهيم و او بايد آنها را تلفظ كند اين كار تا جايي ادامه يابد كه مطمئن شويم حروف را به خوبي مي شناسد.

15- حروف الفبا را روي كاغذ يا تابلو نوشته و به شكل نامنظم حروف را تلفظ مي كنيم و دانش آموز آنها را نشان دهد.

16- هر كدام از حروف را روي كارت مقوايي نوشته و هربار از بين آنها چند حرف را به كودك مي دهيم و او بايد با حروف كلمه بسازد. مثلاً حروف ر-ا-ز. كه مي تواند واژه هاي زار-راز را بسازد.

17- درمانگر چند صدا را تلفظ مي كند و دانش آموز بايد با تركيب آنها يك كلمه بسازد. مثلاً: ش ا د ß شاد

18- تقليد صداي حيوانات مختلف توسط دانش آموزان مي تواند براي فهم صداها بسيار مفيد باشد.

19- تقليد راه رفتن حيوانات، مثل اردك، خرگوش، گربه و... مي تواند تعادل حركتي ايجاد كند.

20- چند كلمه را درمانگر با صداي رسا مي خواند. دانش آموز بايد پس از شنيدن هر كلمه آن را تكرار كند و سپس بگويد كه با كدام صدا شروع مي شود: جارو- تور- پدر- گچ- كار- صندوق- لامپ.

21- چند كلمه را درمانگر با صداي رسا مي خواند. دانش آموز پس از شنيدن هر كلمه بايد صداي آخر كلمه را بگويد: مربا- حميد- برق- پوچ- رازي- برنج

22- درمانگر چند كلمه را مي خواند. دانش آموز بايد صداي وسط كلمه را بگويد.

ميخ- زير- كلم- آجر- نقد

23- دانش آموز در يك نقطه مي ايستد و چشمانش را با دستمال مي بندد آنگاه مربي به طور دايره وار دور او حركت مي كند و كلمه اي را تلفظ مي كند. دانش آموز بايد جهت صدا را تشخيص دهد.

24- پس از موفقيت در تمرينهاي قبلي، بخش كردن و صداكشي بايد انجام گيرد.

راهنمايي هاي به خانواده ها در جهت بهبود مشكلات كودكان نارساخوان:

- كودك خود را با كودكان ديگر مقايسه نكرده و او را مورد سرزنش قرار ندهيد.

- به كودك با توانايي هاي ديگري كه دارد اعتماد به نفس بخشيد تا احساس ارزشمندي كند.

- زماني را براي آموزش انتخاب كنيد كه فرزند احساس آرامش كند.

- هرگاه يك جلسة آموزشي با فرزندانتان داشتيد سعي كنيد آن را با فعاليتي به اتمام برسانيد كه فرزند شما در آن مهارت دارد و از آن لذت مي برد.

- به كودك در تصحيح اشتباهات و خطاهايش كمك كنيد.

- بايد آگاه باشيد كه بسياري از كودكان معاني لغات را در داستان نمي دانند لذا بايد مكث كنيد و معاني را براي كودك بگوييد.

- كودكتان را به كتابخانه ببريد و آنها را تشويق كنيد كه كتابهاي مورد علاقه شان را انتخاب كنند.

- با هم تلويزيون تماشا كنيد و درباره آنچه كرديد، بحث كنيد.

- تلاش كودك را تحسين كنيد به خاطر داشته باشيد كه چقدر سخت است كه او مجبور است سعي كند كه در خواندن و نوشتن موفق شود.

راهنمايي هايي به آموزگاران در جهت كمك به دانش آموزان نارساخوان:

- از تصاوير و كتابهاي حافظه استفاده كنيد.

- از الفباي چوبي براي آموزش استفاده كنيد (از كودك بخواهيد چشمهايش را ببندد تا شكل آنها را احساس كند)

- درباره حروف صحبت كنيد و داستانهايي در مورد حروف بسازيد.

- او را در جلوي كلاس بنشانيد تا بتوانيد به او كمك كنيد.

- او را با دانش آموزان ديگر مقايسه نكنيد.

- به نحوه مداد دست گرفتن كودك توجه كنيد و او را در صحيح گرفتن مداد ياري كنيد.

- از او نخواهيد كه در جمع با صداي بلند نخواند.

- براي تلفظ صحيح لغات به كودك كمك كنيد.

 

نظريه هاي ادراكي- حركتي

ادراك، محركات شنوايي، بينايي و لامسه را سازماندهي، داراي ساختار تعبير و تفسير مي كند كودكاني كه ناتواني ادراكي دارند معمولاً براي تعبير و تفسير و پيداكردن معني محركهاي محيطشان دچار مشكل مي شوند. اگرچه بعضي از كودكانيكه ناتوانيهاي ادراكي دارند به خاطر كندي پيشرفت تحصيلي مراجعه داده مي شوند. معلمين و متخصصين بايد تلاش كنند عوامل دخيل شكست تحصيلي را كشف كنند. اين علل مي تواند شامل اختلالات توجه، افتراق بينايي، ناتوانيهاي شنوايي، ادراكي و يا ناتوانيهاي بينايي-ادراكي و يا حافظة بينايي باشد.

بسياري از كودكان مشكلاتي دارند كه به خاطر تركيب دو يا چند مورد از اين علل به وجود آمده است با ارزيابي اين عوامل ممكن است معلم يك عامل اصلي دخيل را پيدا كند كه مانع و محدودكنندة توانايي كودك براي موفقيت تحصيلي است.

دانش آموزي به مركز مراجعه كرده كه طي آزمونهايي كه به عمل آمد به اين عنوان دست يافتيم كه دانش آموز از نظر فرايندي در ادراك مشكل دارد دانش آموز دچار اختلال رياضي است و در خرده آزمون رياضي و مكعبها كمترين نمره را كسب كرده است. در اينجا به بررسي علل و عوامل دخيل در اين مشكل مي پردازيم و در پايان راههاي درمان معرفي مي گردد.

ناتوانيهاي افتراق بينايي

ممكن است كودكانيكه ناتواني افتراق بينايي دارند، داراي تيزبيني طبيعي باشند هنگامي كه كودكان نمي توانند بين مشخصاتي نظير شكل، اندازه، فاصله و ساير جزئيات مناسب افتراق قايل شوند احتمالاً در يادگيري و بازشناسي و استفاده از حروف چاپي، نمرات و اعداد و محاسبه كردن مشكل خواهند داشت.

ناتوانيهاي بينايي- حركتي

كودكانيكه براي ايجاد هماهنگي بين حركاتشان و آنچه مي بينند مشكل دارند براي تحول مهارتي كه كپارت آنرا «جور كردن ادراكي- حركتي» مي خواند ناتوان خواهند بود. كودك براي ساخت يك سري كامل از جور كردنها بين موقعيت چشمها و دستهايش در تماس با اشياء و يا دستكاري آنها مشكل خواهند داشت ممكن است اختلالاتي در سه نقطة كليدي در تحول هماهنگي بينايي-حركتي رخ دهد.

اول: آنكه ممكن است كودكي در ايجاد تحول آگاهي دروني دربارة سمت راست و چپ بدنش و تفاوتهاي آنها شكست بخورد (برتري جانبي) هنگامي مي توان اين موضوع را مشاهده كرد كه كودك نمي تواند از هر يك از دو طرف بدنش به طور مستقل استفاده كند ممكن است هر دو طرف بدن يك كار را در يك زمان انجام دهند يا يك طرف حركات بيهودة كوچكي انجام دهد. مثلاً با مشاهدة كودكي كه با دست راست روي تخته سياه مي نويسد. شما مي توانيد دست و بازوي چپ او را ببنديد كه حركت بي اختيار و ناهماهنگي را در همان زمان انجام مي دهند چنين به نظر مي رسد كه يك بخش كوچك از فعاليت حركتي دست و بازوي راست به دست و بازوي چپ منتقل شده است در موارد ديگر ممكن است تنها يك طرف عمل را رهبري كند در حاليكه طرف ديگر نافعال مانده يا مانع و مزاحم عمل دست طرف ديگر است.

دوم: نقص جهتي: اين مورد گاهي در كودكان پيش مي آيد كه ياد نگرفته اند بين طرف چپ و راست افتراق قايل شوند.

سوم: مشكلاتي در هماهنگي بينايي- حركتي كه مي تواند در موارد زير باشد:

1- فعاليتهاي مداد و كاغذي  2- انداختن  3- گرفتن  4-بريدن  5- دستكاري اسباب بازيها  6- يادگيري هرگونه تكليف هماهنگي بين دست-چشم

ناتوانيهاي سرعت ادراكي

كودكانيكه سرعت ادراكي آنها كم است به زمان زيادي براي تجزيه و تحليل درون داده هاي بينايي يا شنوايي و تدوين و بيان يك پاسخ مناسب نياز دارند. اين نوع ناتواني مي تواند ميزان و سرعت يادگيري خواندن، نوشتن يا محاسبه كردن را كم كند مثلاً كودكي ممكن است 15 پرنده را در يك دقيقه روي درخت يا آسمان پيدا كند در حاليكه كودك ديگر فقط هشت پرنده را در همان مقدار زمان پيدا مي كند.

ناتواني رياضي

روشهاي تشخيص

- سطح پيشرفت تحصيلي در حساب را تعيين كنيد:

با استفاده از آزمون هاي پيشرفت تحصيلي و آزمونهاي معلم ساخته مي توان ميزان پيشرفت دانش آموز را تخمين زد در حين اجراي آزمون به مشاهدة دانش كودك دربارة قوانين و حقايق بنيادين، عملكرد او در حل مسايل و اعمال رياضي (چهار عمل اصلي) و رويكردهاي او نسبت به حل مسئله بپردازيد.

- ناهمخواني هاي موجود بين توان بالقوه و پيشرفت تحصيلي را مشخص كنيد:

با مقايسة سطح پيشرفت تحصيلي كودك با توان بالقوة تخميني او براي يادگيري مي توان مشخص نمود آيا كودك بالاتر از حد توان بالقوه اش پيشرفت كرده، هم سطح با آن و يا پايين تر از آن پيشرفت كرده است. براي مثال يك كودك 9 يا 10 ساله معمولاً در كلاس چهارم درس مي خواند. خواندن و محاسبه كردن او هم بايد در سطح كلاس چهارم باشد اگر اين كودك مثل يك شاگرد كلاس اول يا دوم محاسبات رياضي را انجام دهد و در حد كلاس سوم يا چهارم بخواند معلوم است كه هوش متوسطي دارد و مي توان او را يك كودك دچار ناتواني يادگيري در رياضيات در نظر گرفت.

- خطاهاي كودك را در محاسبات رياضي و استدلال معين كنيد:

قدم بعدي عبارت است از مطالعة عملكرد كودك در تكاليف رياضي براي اين منظور مفيد است انواع خطاهايي كه كودك مرتكب مي شود و روش هايي كه براي حل و محاسبة مسائل رياضيات به كار مي برد معين و مشخص شود.

خطاها را مي توان از طريق فنون غيررسمي از قبيل تجزيه و تحليل خطاها در تكاليف رياضي نوشتن، كار روي تخته سياه سئوالات شفاهي، مشاهدة معلم، استفاده از فهرست بررسي رفتاري و آزمون هاي معلم ساخته، معين كرد.

- عوامل دخيل را تعيين كنيد:

زبان: زبان با پيشرفت تحصيلي در مفاهيم حسابي، عمليات حسابي ارتباط دارد كودكان بايد يك خزانة لغت عددي براي خود ايجاد كرده و تكامل بخشند تا بتوانند مفاهيم اندازه، زمان، عدد و نگهداري ذهني را بفهمند و مورد استفاده قرار دهند.

كودكاني كه مشكلاتي در حافظة شنوايي و بينايي خود دارند براي به خاطر آوردن آنچه ديده يا شنيده اند مشكل دارند.

توجه: رفتار توجهي مي تواند توسط وقايعي كه در محيط زندگي كودك رخ مي دهد با شرايط و موقعيت جسمي او دچار اختلال شود.

در بعضي موارد، مشكلات حافظه مي توانند به يك وجه حسي خاص، يك نوع تكليف ويژه يا شرايطي باشند كه قبلاً رخ داده، در حال رخ دادن، و يا بلافاصله پس از رفتار بي توجهي رخ خواهد داد.

شكست در تمركز توجه مي تواند باعث اختلال در يادگيري مفاهيم و مهارتهاي حسابي شود.

افتراق بينايي- فضايي

وجود مشكل در كسب و يادگيري الگوهاي آرايش گروهبندي انجام شمارش اشيا در يك گروهبندي را اگرنه غيرممكن حداقل بسيار مشكل مي كند. زيرا لمس و حركت آنها غيرممكن مي شود.

توانايي درك فضايي با موفقيت در رياضيات، هندسه و جبر همبسته است.

كودكاني كه براي درك ارتباطات خطوط و اشياء در فضا دچار مشكل هستند احتمالاً در بازشناسي يا بازسازي اشكال و طرح هاي هندسي مشكلات فراواني خواهند داشت.

رويكرد تكليف- فرآيند براي ترميم

- اهداف آموزشي را انتخاب كنيد:

1- رفتاري كه كودك بايد براي رسيدن به هدف انجام دهد (براي مثال كودك بايد اعداد يك رقمي را به صورت ذهني جمع كند.)

2- شرايطي كه كودك بايد در آن دست به عمل بزند (براي مثال نوشتن روي يك ورقه تمريني هم به صورت افقي و هم عمودي و يا جمعهاي اعداد يك رقمي به صورت شفاهي)

3- ملاكي براي رسيدن و دستيابي به اهداف (براي مثال با 100% صحت و دقت)

- اهداف كامل بايد به اين صورت نوشته شوند:

كودك مي تواند ستون و يا رديف مركب از دو عدد يك رقمي را به طور ذهني جمع كند و يا جمعهاي تك رقمي را كه به صورت شفاهي پرسيده مي شود را به طور ذهني بيان كند.

- اهداف را به خرده مهارتهاي عملكرد تقسيم كنيد:

براي مثال جمع دو عدد يك رقمي، حداقل 6 خرده مهارت را در خود جاي داده است.

1) گفتن نام اعداد از حفظ و به صورت خودكار

2) شمردن خودكار اعداد

3) در نظر گرفتن ارزش مقداري هر عدد در ذهن

4) تناظر عدد- مقدار به طور ذهني

5) اضافه كردن اعداد يك رقمي

6) نوشتن حاصل جمع اعداد

- مشخص كنيد كدام توانايي هاي يادگيري تحولي در تكليف وجود دارد:

براي مثال خواندن اعداد به طور اصولي به تكوين مفهوم، زبان، تداعي شنوايي- بينايي و حافظة شنوايي- بينايي و حافظة شنوايي و بينايي مي باشد.

- هنگام سازماندهي آموزشي، ناتواني هاي تحولي را در نظر بگيريد:

معلم بايد تأثير ناتواني هاي تحولي از قبيل توجه، حافظه، ادراك، زبان، تكوين مفهوم، حل مسأله و... را در روي تكاليف حسابي مختلفي كه بايد تدريس شوند را در نظر بگيرد.

- اعمال محاسباتي

جمع: تجزيه و تحليل فرايند در اعمال حسابي، براي عمل جمع اعداد صحيح دورقمي مستلزم وجود پنج توانايي تحولي عمده است:

حل مسئله، تكوين مفهوم، افتراق بينايي، حافظة بينايي و حافظه شنوايي است.

توجه بينايي و حافظه بينايي- فضايي براي انجام اين تكليف ضروري هستند جهت يابي فضايي مهم است مفاهيم عدد، ارزش مكاني، شمارش و حافظه بينايي- فضايي براي ثبت پاسخ مورد نياز هستند.

مثال: دانش آموزي به مركز مراجعه كرده و طي آزمونهاي مختلف مشخص شد كه دانش آموز دچار اختلال رياضي است و از نظر فرآيندي در ادراك مشكل دارد. مشكل دانش آموز در جمعهاي يك رقمي به صورت ذهني و جمعهاي دورقمي با انتقال بود. در اينجا راه هايي براي درمان اين دانش آموز پيشنهاد مي گردد:

1- به منظور ايجاد برتري چشم در غلبة طرفي به او توصيه شد كه هر روز به مدت 20-15 دقيقه چشم چپ خود را ببندد (در طي انجام آزمون برتريها مشخص شد دانش آموز همه اندامش راست مي باشد ولي در تمام فعاليتها از چشم چپ خود استفاده مي كند.)

2- انجام بازي هاي مربوط به افزايش دقت و توجه

3- تمريناتي جهت تقويت حافظه بينايي

4- تمريناتي جهت تقويت حافظه شنوايي

5- انجام تمريناتي جهت افتراق بينايي- فضايي

6- دادن نمونه هايي از تمرينات فراستيك در هر جلسه

7- تهيه كارتهايي از اعداد يك رقمي به منظور تقويت محاسبه كودك در جمع اين اعداد به صورت ذهني

8- استفاده از جعبة موفقيت در انجام جمعهاي يك رقمي به صورت ذهني (2 جلسه)

9- خواندن اعداد 2 رقمي و ارزش مكاني آنها با استفاده از وسايل آموزشي

10- درست كردن دسته هاي يكي و ده تايي براي اعداد دو رقمي با ميله هاي چوبي و با ني نوشابه

11- انتقال بسته هاي يكي-ده تايي اعداد در كيسه هاي يكي- ده تايي

12- انجام عمليات جمع از ستون يكي ها

13- كودك يكي ها را بشمرد و بستة ده تايي درست شده از ستون يكي ها را به كيسة ده تايي منتقل كند.

14- جمع ستون ده تايي ها

15- به منظور تقويت كودك در زمينة جمعها با انتقال مي توان داستانهايي را ترتيب داد و از كودك خواست با دقت به داستان گوش كند و مراحل مربوط به جمع را انجام دهد.

16- در پايان مي توان كارتهايي از جمعهاي با انتقال درست كرد و با استفاده از جعبة موفقيت اين كار را تكرار كرد تا در نهايت دانش آموز به اين تمرينها مسلط گردد و در ضمن تشويق گردد كه اعداد را كم كم به صورت ذهني جمع كند.

 


+ نوشته شده توسط کامران طاهری در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 و ساعت 21:44 |


Powered By
BLOGFA.COM